الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

19

أصول الفقه ( فارسى )

و اجماع و عقل قرار دهيم و يا چنان كه پيشينيان كرده‌اند ، استصحاب و قياس و استحسان را هم اضافه كنيم و نيازى نيست كه حتما مستلزم شويم كه هر علمى بايستى موضوعى داشته باشد كه در آن علم از عوارض ذاتيهء آن موضوع بحث شود ، آن‌سان كه منطقيان بر اين سخن اتفاق دارند ، چنين مطلبى ، نه ضرورتى دارد و نه دليلى برآن وجود دارد . فائدهء علم اصول هر متشرعى مىداند كه هيچ فعلى از افعال اختيارى انسان نيست ، مگر اينكه براى آن در شريعت مقدسهء اسلامى حكمى وجود دارد و اين حكم يا وجوب است يا حرمت و يا امثال اين دو از احكام پنجگانه [ : وجوب ، حرمت ، استحباب ، كراهت ، اباحه ] و نيز هر متشرعى مىداند كه همهء اين احكام براى كسى با علم بديهى ، معلوم نيست ، بلكه اثبات اكثر اين احكام احتياج به اعمال نظر و اقامهء دليل دارد ، يعنى علم به آن‌ها ، از علوم نظرى است . و علم اصول ، تنها علمى است كه تدوين يافته تا با كمك آن بتوان بر اثبات احكام شرعيه ، استدلال كرد ، پس فائدهء اين علم اين است كه به كمك آن مىتوان بر احكام شرعى ، براساس ادلهء آن‌ها استدلال نمود . تقسيم بحث‌هاى علم اصول مباحث اين علم به چهار قسم ، تقسيم مىشود : « 1 » 1 - ( مباحث الفاظ ) : اين بخش ، از مدلول الفاظ و ظواهر آن‌ها به طور عام بحث مىكند . مثل بحث از ظهور صيغهء « افعل » در وجوب و ظهور نهى در حرمت و امثال اين‌ها .

--> ( 1 ) - اين تقسيم‌بندى ، جديد است و استاد ما شيخ محمد حسين اصفهانى قدّس سرّه متوفاى 1361 در آخرين دورهء بحثهايش به آن اشاره كرده است و اين ، تقسيم درستى است كه شامل همهء مسائل اصول مىشود و هر مسأله‌اى را در باب خودش قرار مىدهد . مثلا بحث مشتق قبلا از مقدمات شمرده مىشد و حال آنكه بايستى از مباحث الفاظ شمرده شود و بحث مقدمهء واجب و مسئلهء اجزاء و امثال اين دو قبلا از مباحث الفاظ دانسته مىشد ، درحالىكه از مباحث ملازمات عقليه‌اند و . . . همين‌طور .